.: ادبيات عامه مردم ايزدشهر :.
 

چند ضرب‌المثل

 

1-     سر چونه و شنا رِ چيه / آدم سير خبر از گرسنه ندارد

2-     گدا معتبر بوه از خدا بي خبر بوه / گدايي كه پولدار شده است خدا را فراموش كرد

3-  همه را سگ گيرنه مره كودكا / همه را سگ گاز مي‌گيرد مرا توله سگ، معادل همه را برق مي‌گيرد ما را چراغ موشي

4-  نانجيب كدخدا بوه روز روشن لمپا سوكنه / آدم نانجيب كه كدخدا شود در روز روشن هم چراغ روشن مي‌كند. كنايه از غرور بي‌جاست.

5-  اسب خرينّي يال هارش،‌گو خرينّي دم هارش، كيجا ورني مار رِ هارش
اسب مي‌خري به يال آن نگاه كن، گاو مي خري به دم آن نگاه كن، دختر مي‌بري (خواستگاري مي‌كني) به مادرش نگاه كن، حكايت از الگوپذيري دختر از مادرش مي‌باشد.

6-  سر سفره دايي خرزا نشناسنه: روي سفره غذا دايي، خواهرزاده خود را نمي‌شناسد. كنايه از خودخواهي است.

7-  گو به رسن شونه آدم به سخن / گاو به جهت طنابش شناخته مي‌شود و آدم به گفتارش. معادل: تا مرد سخن نگفته باشد           عيب و هنرش نهفته باشد

8-  مار كه پير بوه وك ونه دم گاز گيرنه: مار كه پير شود قورباغه هم دم او را گاز مي‌گيرد. كنايه از عجز و ناتواني به هنگام پيري است.

9-  اون كه وشون فنّ ِ    ام كال چم بنّ : آنچه كه فن و شگرد آنهاست، در نزد ما بندند (كال چم) مي‌باشد. كنايه از آگاهي و تسلط بر كارهاست.

10- يارو شونه كوپ دزدي كنه مسجد فرش كنه؟!: يارو مي‌رود حصير مي‌دزدد و در مسجد فرش مي‌كن. كنايه از تقديس مآبي است.

11-   هراز پي و خر رج: كنايه رود هراز ورد پاي خر كنايه از تلاش بي‌حاصل است

12-   دريو و گل كدك: دريا و يك تكه گل، كنايه از تلاش بي حاصل است

13- هل گوك نكرد كرس هكرده: هنوز گاوش نزاييده اصطبلش را درست كرده است. كنايه از شتاب و نسنجيدن در امور است.

14-  سگ سر قلي ترش: سگ كه سير باشد برايش قليه ترش است. كنايه از بهانه‌جويي و فرار از مسئوليت است.

15-   چس بن لت: كنايه از نهايت پستي است. اسفل السافلين

16-   خشكه كله ميراب: ميراب رودخانه خشك و بي‌آب. كنايه از تلاش بي‌حاصل و نااميدي است.

17- بهار واش پاييز لاش: گياهان بهاري و لاشه گوشت (در بهار سبزيجات و در پاييز گوشت براي بدن مفيد هستند يا كنايه از استغنا و بي‌نيازي را هم مي‌دهد يا در بهار به گاو علف بده و در پاييز از لاشه گوشت آن برخوردار شو.

18- يك كاسه مس: با داشتن غذا مست و سرخوش است. يعني آينده‌نگر نيست. (يك كاسه معادل سه كيلو برنج است).

19-   گالش نو نه مه دو ترش: چوپان نمي‌گويد كه دوغ من ترش است كنايه از تفاخر و غرور است.

20- شير هيمه اگر دود كنه تش هم دارنه: هيزم تر اگر دود كند آتش هم دارد. كنايه از سود و زيان هر كاري است.

 
مٲخذ : کتاب ایزده        نوشته اباصلت بینایی
ليست مطالب
معرفي
آشنايي با يك شاعر
ياد ايام
چند ترانه محلي
چند ضرب‌المثل
افسانه‌ها
معرفي كتاب
 



حق انتشار اطلاعات براى شهردارى ایزدشهر محفوظ است 1388 _ 1385

Designed & Powered by : armitaweb.com