.: شهید فضل الله قویدل :.

   

شهید فضل الله قویدل

نام پدر : اسماعیل

نام مادر : رقیه نیازی

تاریخ تولد : 2/4/1346

تاریخ شهادت : 10/2/1365

محل شهادت : پاسگاه فکّه

نحوه شهادت : اصابت گلوله ی تانک


   

از رستم رود تا فکّه خونین

شهید قویدل در دوم تیرماه سال 1346 در یک خانواده کشاورز و متدیّن متولد شد. دوران ابتدایی را در مدرسه­ی رودکی رستمرود گذراند . دوران راهنمایی را درمدرسه سیدجمال الدین اسدآبادی ناتمام رها کرد. هنوز در دنیای خوش نوجوانی بود که واژه های انقلاب و جنگ را شنید و دل باخته آن شد. احساس مسئولیت نسبت به دین و وطن او را بی قرار ساخت . در اول مرداد 1362 از طرف سپاه نور به عنوان بسیجی حدود شش ماه ، به صورت تک تیرانداز در مریوان از مملکت دفاع کرد . در اول اسفند سال 1362 بار دیگر به عنوان بسیجی از طرف لشکر 25 کربلا به مدت شش ماه به عنوان تک تیرانداز در جبهه های حق علیه مزدوران بعثی به نبرد پرداخت . در اول مرداد 13363 به خدمت مقدس سربازی شتافت . دوران آموزشی را در بیرجند و سپس در قزوین طی کرد ، آن گاه در فکّه ، محل عروج خود آرام و قرار گرفت . هنوز دو ماه از حضور او در فکه نگذشته بود که بنا به گزارش پرونده اش در تاریخ 10/2/65 آمبولانسش در شرق فکه مورد اصابت گلوله تانک دشمن قرار گرفت و بدن مطهرش پرپر گردید.

روزهای پایانی اردیبهشت خبر جان سوز شهادت او را به اهالی رستم رود و خانواده اش رساندند ، مردم با تشییع با شکوهی پیکر پاکش را به گلزار شهدای رستمرود بردند و به خاک سپردند .

 

خصوصیات شهید

شهید قویدل به روایت بستگان و دوستان و اهالی محل انسانی رئوف ، مهربان و متدیّن بود. در کارهای کشاورزی تا حد امکان به پدرش کمک می کرد و با خانواده خود رابطه عاطفی شدید و غیرقابل وصف و تقیّد دینی شدید داشت . به زندگی شخصی خود کمتر می اندیشید و هر وقت از ازدواج صحبت می شد آن را به بعد از جنگ واگذار می کرد.

خواهر ایشان نقل می کند که در آخرین مرخصی عکسی را که لباس سیاهی به تن داشت ، قاب گرفته بود . به او گفتم که بهتر نسیت لباس سیاه را از تن در بیاوری؟ در پاسخ گفت نه با لباس سیاه می سوزم و می آیم ، گویی به او الهام شده بود . وقتی که تابوت مطهر او را باز کردند ، جز مقداری خاکِ پیکرش و تعدادی استخوان ، چیزی از بدن مطهر دیده نمی شد . از مادرش نقل گردید که می گفت « یک شب خواب دید که پرنده ای صحرایی به داخل حیاتشان آمد ، در حیاط نشست ، مشغول خوردن چای شده بود . پس از چندی مشخص شد که آن روز ، اولین روز شهادت شهید بود.

 

وصیت نامه شهید

با سلام و درود بر امام زمان (عچ) ونائب برحقش امام خمینی رهبر کبیراسلام

با سلام برشهیدان به خون خفته ی جهان اسلام

وبا سلام و درود بر رزمندگان اسلام که ان شاء الله به زودی زود پیروز می شوند وبه آغوش گرم خانواده شان برمی گردند.

وبا سلام و درود بر پدر و مادرانیکه تنها پسرشان را ازدست داده اند وچراغ آینده شان خاموش شده. وبا سلام و درود بر پدر ومادر خودم وبرادران و خواهران خودم وتمام فامیلان خودم.

حال وصیت نامه خود را آغاز می کنم:

پدر ومادر عزیزم! اگر من دراین جنگ شهید شدم، مرا درکنار قبر شهید خاک نژاد دفن کنید.

پدر ومادر عزیزم! اگر ازاین دنیا رفتم برایم اشکی نریزید، می گویند کسی که پسرش را ازدست داد اشک نریزد، یک صبروشکیبایی است. می دانم که ناراحت هستید، ولی اگر گریه کنید مگر بر می گردم. یک انسان روزی به دنیا می آورد و روزی می رود.

مادر جان به خواهرم بگویید که برایم گریه  نکند، گریه کردن چه می کند، می خواهم بگویم که از قول من به صغری و ماریا بوسه بزنید. برادرم ابراهیم و زن داداش آسیه( یادخترعمه) ازشما تمنّا می کنم که برایم گریه نکنید. می دانم از هیچ چیزی نمی ترسید و فقط برای جوان مرگی یک نفر گریه می کنید و غصّه می خورید. من اسلام را قبول کردم وامام را قبول نمودم و یک نفر آدم ساده نبودم وهمه را به راه راست هدایت می کنم.

ای مادر من فرزند واقعی تو هستم ویک نفراسلامی وخداپرست هستم. شما هم ریاکاران را باید بشناسید، به عنوان مثال کسی که قرآن می خواند، وقتی چند عابر را می بیند صدایش را بلند می کند همان قرآنی که هرکلمه، نمیدانم چقدر صواب دارد، همان قدر گناه می کند، چون ریا هست.

ای مردمی که مرا به گورستان می برید، مرا در تابوت سیاهی بگذارید که بدانند در روزگار سیاهی زندگی کرده ام. دست هایم را ازتابوت بیرون بگذارید، تا بدانند که به آن چه خواسته ام نرسیده ام. چشم هایم را درتابوت باز بگذارید، تا بدانند چشم انتظار کسی بوده ام. تکه یخی بر مزارم بگذارید تا آب شود، به جای عروس سیاه پوش، برایم گریه کند.

برادر جان عروس من را با لباس بر مزارم بیاورید، تا با او صحبت کنم که او هم به زودی زود به من می پیوندد.

دیگر عرضی ندارم. خداحافظ دیدار تا قیامت

رضا قویدل



 

 




منبع: کتاب پرستوهای عاشق نوشته قوام الدین بینایی 




حق انتشار اطلاعات براى شهردارى ایزدشهر محفوظ است 1390 _ 1385

Designed & Powered by : MobinKausar.com